برای دیدن نسخه کامل اینجا را کلیک کنید : هر چی دلت میخواد بگو جز ضد حال
Photographer ghost
2009/10/01, 13:04
به نام خداوند مهربان.
سلام.
دوستان منتظر نوشته هاتون هستم.
از جوک تا اشعار مولانا از گاز پیکنیکی تا مایکرو فرو از نیمرو تا لازانیا:D
هرچی شد بنویس مخصوصا اگه شادی آور یا پر معنا باشه.
Saman.Cls
2009/10/01, 13:11
سکوت.......................................... .....!!!
Mohammad Mohsen
2009/10/01, 13:36
زاغکی روی درخت نشسته بود و چیز برگری می خورد
روبهی آمد و گفت ایول چه دمی چه بالی عجب تریپ خفنی مشکی رنگ عشفه
یه آواز بخون هال کنیم
زاغکه ساندویچشو میزنه زیر بغلش و میگه
برو داداش من خودم کلاس پنجم
صد بار بدی کردیو دیدی ثمرش را
خوبی چه بدی داشت که یک بار نکردی!
به امید برنده شدن استقلال در برابر پیروزی یه صلوات بلند
Photographer ghost
2009/11/10, 01:02
به نام خدایی که ما را آفرید و یاریمان کرد و یاریمان میکند و یاریمان خوهد کرد اگر بخواهیم بهتر نخواهیم که چه کنیم خود باید کاری کنید و برخیزید.......
سلامی به زیبایی نگاه معصومانه ی یک کودک.
زندگی را باید نظاره کرد نباید درگیر آن شد باید فهمید باید درک کرد.باید رها شد از قید و بندهایی که خود ساخته ایم یا دیگران.
زندگی مانند خیابانی ست که در آن میتوانی تند بروی یا آرام بروی.
شلوغ باشی و داد بزنی یا سکوت کنی و نظاره گر باشی یا هم داد بزنی و در عین صدا ساکت بشی.
بفمی یا نفهمی یا خود را به نفهمی بزنی فرقی دارد؟!فرقی ندارد؟!
در این جاده چاله هست چاه هم هست.میتونی پل بسازی یا دیوار میتونی دور خودت پیله بتنی یه زنجیر و خورد کنی.
در این جاده موجودات زیادی هستند که در شکل و غالبهای مختلف قرار گرفته اند.
میتونی بگی من او تو شما آنها و.........میتونی ببنی اصلش رو ما همه یکی ایم ما فقط ما.
کوچه و پس کوچه هایی دارد که باید از آن بازدید کنی نه آنکه درگیر آن کوچه و پس کوچه ها شوی.
باید پرواز کنی از بالا نظاره گر شوی تا ببینی زندگی فقط آن کوچه محدود و یا بن بستی نیست که فکر می کنی و با دید ناقصت میبینی.
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید......
می تونی خودتو گول بزنی یا به گول زدن خودت و دیگران بپردازی.
توی این جاده مسخره میشی میتونی مسخره هم کنی.
میتونی خود زنی کنی یا دگر زنی.
میتونی پیاده بری یا سوار ماشینای دیگرون بشی یا خودت ماشین داشته باشی.
میتونی از قید و بند رها بشی و خودت پرواز کنی.
بهت میخندن واست گریه می کنن.
یخ هست میتونی آبش کنی.
دیوار هست میتونی فرو بریزیش.
زیر پت خالی میشه میتونی قبلش نظاره کنی تا بتونی بپری از روش.
آتش هست میتونی خاموشش کنی.
سردت میشه خودتو گرم میکنی گرمت میشه خودتو خنک میکنی.
میتونی آشفته باشی میتونی آرام آرامش بخش باشی.
میتونی گمراه باشی و دیگرون رو هم گمرا کنی.
میتونی آگاه بشی و دیگرونو بیدار کنی.
میتونی عین درخت کهنسال باشی و ریش تو زمین بدوونی و شاخه هات رو تو آسمون رها کنی.
میتونی دروغ بگی عاشق بشی صادق باشی نیکی کنی.
دروغ میشنوی تهمت میزنن بهت خارت میکنن در عین سربلندی و بندت میکنن میزارنت روی سرشون در عین پستی و خاری.
این راه گاه برفی گاه آفتابی گاه تو بیابونی گاه تو جنگل.
حیوون هست آدم واقعی هم هست سربالایی هست سرپایینیم هست.
هدف میتونه دور باشه یا نزدیک بزرگ باشه یا کوچیک.
میتونی اعتقاد داشته باشی و ایمان میتونی همه چی رو قبول کنی یا همه چی رو رد کنی.
میتونی پوچ و بی معنی باشی.
میتونی خودت باشی یا یکی دیگه میتونی نیست باشی در عین وجود و وجود باشی در عین نیستی.
خیلی اتفاقای دیگم میافته که مجتال گفتنشون نیست و کتابی بس بزرگ خواهد بود.
میدونی اینا همش به چی بستگی داره به خودت................
پس اینقدر نگو تو اون اونا شما............
بگو ما.......
ما یعنی همه چیز همه کس.......
خداوندا تو مي داني كه انسان بودن و ماندن
در اين دنيا چه دشوار است
دکتر شریعتی انسان ها را به چهار گروه زیر دسته بندی کرده است
دسته اول
آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم نیستند
عمده آدمها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.
دسته دوم
آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشتهاند. بیشخصیتاند و بیاعتبار. هرگز به چشم نمیآیند. مرده و زندهشان یکی است.
دسته سوم
آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند
آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را میگذارند. کسانی که همواره به خاطر ما میمانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.
دسته چهارم
آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی که نیستند هستند
شگفتانگیزترین آدمها در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوهاند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم. باز میشناسیم. میفهمیم که آنان چه بودند. چه میگفتند و چه میخواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار میگیریم قفل بر زبانمان میزنند. اختیار از ما سلب میشود. سکوت میکنیم و غرقه در حضور آنان مست میشویم و درست در زمانی که میروند یادمان میآید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.
ali1360ali
2010/02/02, 03:08
خدایا اگه این قورمه سبزی نبود چطور می تونستیم زن ایندمونو تست بزنیم شکرت
(جوان ایرانی از اینترنت فقط گشت وگذار ووقت پر کردن ...تا کی ایا می دانی یکی از بسترهای کسب وکار همین پارک تفریحی شماست)
به یه پیرزن می گن از ته دل بخند خودشو خیس میکنه
SheYdaee
2010/07/18, 22:50
گاهی باید کم باشی تا کم بودنت احساس بشه ،
نه این که اصلا نباشی تا نبودنت عادت بشه.
از یه نی نی می پرسن عشق یعنی چی ؟
می گه : عشخ یهنی بزالی کسی که دوس دالی از پفکت بخوله اما فقط توتا دونه ها ....
آنقدر دل اتم پر بود که با شکافتنش دنیایی لرزید
.
.
.
دل من نیز پر بود ، وقتی شکست ، سکوتی کرد که به دنیایی می ارزید . :">
اگه یه روز بری و بری و بری و بری و بری و بری و بری و بری و بری و بری و به خونتون نرسی ...
اونوقت می فهمی كلاغ قصه ها چی می كشه ! ;)
عشق مثل يه ساندويچه كه دو نفر از دوطرف شروع به خوردن می كنن وقتی به هم می رسن كه تموم شده :blink:
سینوس چشمانت برابر است با کسینوس لبانت
اگر عشق ما از معادله ی فیثاغورس حل نمیشود
ولی از معادله دومجهولی حل میشود
وقتی در خیابان ها موازی مستطیل شکل قدم میزنی
در زیر رادیکال گیرت خواهم اورد وچند
خبر از تو خواهم گرفت انگاه می فهمم که
تجزیه شده ای
vBulletin® v4.0.7, Copyright ©2000-2008, Jelsoft Enterprises Ltd.